تبليغاتX
کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم

باز هم میگم بدونی من هم خدایی دارم

  طراح : یک هتل استثنایی

::  صفحه اصلي  ::  تماس با ما  ::  آرشيو مطالب  :: 

منوي اصلي
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
ويرايش قالب

 
آرشيو وبلاگ



 
طنزیم کننده
سعید
 
لوگوي ما

 

 
لوگوي دوستان
  آگهي خود را اضافه كنيد

 
ترجمه قالب

ويرايش قالب :سعید یک هتل استثنایی
www.hotelallameh.blogfa.com

 
: 6/3/1386
دیروز  اصلا" حوصله ی نوشتن نداشتم تا این که بالاخره امروز اومدم تا اینجا درد دل کنم.

شاید هیچوقت ششم خرداد اینقدر غمگین نبودم.شاید انتظار داشتم یه افرادی بهم تولدم رو تبریک بگن که حتی اصلا" یادشون نبوده.حالا به جای اینکه خوشحال باشم باز هم رفتم توی خودم و دارم خاطرات گذشته رو توی ذهنم مرور میکنم، دورانی که همش به شادی و خوشی می گذشت..........

حالا هم دیگه هیچ چیز برام مهم نیست.هر چی میخواد بشه بذار بشه.

چند روز گذشته همش داشتم لحظه شماری میکردم تا دیروز.وقتی دیدم هیچ خبری نیست،بد جوری توی حالم خورد.وقتی بقیه داشتن بهم تبریک میگفتن،ازم میپرسیدن چته؟ من چه جوابی داشتم به جز سکوت؟؟؟؟؟؟؟

به قلم سعید در دوشنبه هفتم خرداد 1386 ساعت 22:0
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: sorry

تا حالا به این موضوع فکر کردید که واقعا" چرا بعضیها محبوبترند؟

چرا یه افراد خاصی بیشتر مورد توجه قرار میگیرند؟

مگه خدا نمیگه همه ی افراد یکسان و برابرند؟ پس کو این برابری و عدالت؟

البته نمی خوام استغفر الله کفر بگم ولی خب بالاخره این عدالت خدا یه جای باید به ما نشون داده بشه.

واقعا" چرا یه افرادی مثل من باید همیشه بدبختی بکشن و یه افراد دیگه ای اصلا" توی خواب هم رنگ بدبختی نبینن؟

اگه خدا گفته همه برابرند پس چرا واقعا" اینجوریه و چرا اینهمه تفاوت وجود داره؟

اگه هم این همه فرق هست دیگه خدا چرا میگه همه با هم برابرند؟

مگه همه ی ما عادل بودن خدا رو قبول نداریم؟ پس چرا به این موضوع هیچوقت جدی فکر نکردیم؟ همیشه به بهونه ی اینکه این تقدیر و قسمت ماست یه جوری سر خودمونو شیره مالیدیم.

فکر نکنم هیچکدوم از ما آخرش هم هر چی فکر کنیم به جواب برسیم پس به خدا پناه میبریم و از خودش طلب کمک میکنیم چون اون تنها امید برای زندگی من و امثال منه.

خدایا شکرت

به قلم سعید در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 16:27
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: کمی زیاد در این باره....
دیگه بامزه بودن خیلی برام سخت شده.یعنی هر چی هم تا حالا سعی کردم مطلب بامزه بنویسم فقط واسه این بوده که بازدیدهای وبلاگم زیاد بشه و هیچوقت حرف دل خودم نبوده.

همیشه سعی میکردم غم های خودمو برای خودم نگه دارم و بقیه رو خوشحال کنم هرچند که مجبور بشم خودم رو غیر از اون چیزی که هستم نشون بدم.

از این به بعد هم فکر نمی کنم حرف دلم رو اینجا بتونم بگم و این وبلاگ همونجوری که بود ادامه پیدا میکنه.

امیدوارم همون اندازه که من غصه دارم،شماها شادی داشته باشید.

موفق و پیروز باشید.

فقط یادتون نره که برام دعا کنید و همچنین لطفا" علت ناراحتی منو نپرسید چون به هیچکس نمیگم.

دوستدار و کوچک شما،سعید

به قلم سعید در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 ساعت 18:14
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: معلم قشنگ من قرمز پوشیده....
به نظر من این راسته که میگن معلم ها مثل شمع واسه ما می سوزن، ولی خوب دو مشکل هم هست: یکی اینکه بالاخره هر شمعی  یه روزی تموم میشه، دوم هم اینکه با سوختن خودشون هوا رو آلوده میکنن!

داشتم با خودم فکر میکردم که چرا معلم ها رو گازسوز نمی کنن..............

به قلم سعید در دوشنبه بیستم فروردین 1386 ساعت 18:21
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: حرف دل
نمی دونم چرا وقتی این شعر رو میخونم یه حس خاصی بهم دست میده،شاید یه جورایی حرف دل خودمه

من از روییدن خار سر دیوار دانستم    که ناکس کس نمی گردد به این بالا نشینی ها

به قلم سعید در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 18:51
( | | لينک ثابت | موضوع: )
:

و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین

به قلم سعید در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386 ساعت 22:31
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: معلم شناسی 2(تکمیلی!!!)
سلام.امروز ادامه ی بحث قبلی را پی میگیریم!

۱.آقای زبرجدیان:خیلی بچه ی گلیه.هم گله هم خوشگل.خیلی ردیفه.می تونم بگم بهترین معلممون اینه.مشکل خاصی نداره که بخوام دربارش حرف بزنم.

۲.آقای زرین کمر: همون کمرطلای خودمون.ورزشیه.خیلی باحاله.چند ماهه ما بهش گفتیم که برای تمرین تیم فوتبال توپ برامون بگیره ولی هر بار که میبینیمش میگه:"من رفتم دنبال توپ ولی توپ درجه یک پیدا نکردم"(البته اینو با لهجه ی خفن بخونید!)

۳.آقای غفاری۱:معلم زبان.با زمان بندی خوب و شوخی های بامزش جو کلاس رو به گند میکشه!

۴.آقای غفاری۲:تاریخی.همون عتیقه ی خودمون.خیلی باحال و البته اسکل.کمی هم کسخل!!!!

 

خب فعلا" فکر کنم تموم شد.اگه موند بعدا" مینویسم.

عکس ها رو هم هروقت آپلود کردم میذارم ببینید.

به قلم سعید در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 19:1
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: معلم شناسی!!!
سلام.خوبید؟

داشتم با خودم فکر میکردم دیدم که مهدی راست میگه،من این وبلاگ رو به اسم مدرسمون درست کردم ولی الان خیلی وقته هیچ چیزی در مورد مدرسه ننوشتم.پس حالا میخوام این پست رو با اسم"معلم شناسی" براتون بنویسم.امیدوارم خوشتون بیاد.برای خوندن بقیه اش برید به ادامه ی مطلب

به قلم سعید در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 ساعت 14:36
(ادامه مطلب>>> | | لينک ثابت | موضوع: )
: خبر
یه خبر میخوام بهتون بگم که شاید خیلی جدید نباشه ولی خب گفتنش هم خالی از لطف نیست.

فرزاد فرزین خواننده ی معروف و محبوب کشورمون توی یه فیلم به اسم "پسران آجری" بازی کرده که توی جشنواره ی فیلم فجر برای اولین بار اکران شد.

توی این فیلم بازیگرهای معروفی مثل پوریا پورسرخ،ابوالفضل پورعرب و بهنوش طباطبایی هم بازی میکنند.

البه من هم هنوز فیلم رو ندیدم ولی امیدوارم هر چه زودتر ببینمش!

خبر بعدی هم اینکه سریال"بر سکوی افتخار" جدیدا" شروع شده و جمعه ها حدود ساعت ۱۹:۳۰ از شبکه ی سه سیما پخش میشه و تیتراژ آغازین و پایانی این فیلم رو هم فرزاد فرزین میخونه.حتما" ببینید.

از همتون ممنون.تا بعد.اگه عمری بود...

اولین پوستر فیلم پسران آجری در جشنواره فیلم فجر....

به قلم سعید در سه شنبه هشتم اسفند 1385 ساعت 14:24
( | | لينک ثابت | موضوع: )
: فقط خدا
گیــرم بـــاز هم بیای و از عاشـــقــــی بخـــونی

گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پـــیشم بمونـــــی

روز غـــمم نــبودی،خـــوشیــت با دیــگرون بـود

منو به کـی فروختی،اون از ما بـــهتــــرون بـــود

میـــای بـــیا ولی حـیف،حیف دیگه خیلی دیره

حـــالا که خاطراتت یکــــی یکــــی مـــــیمیـــره

کی گفته بود که تنـهام وقتـــی تـــو رو نـــدارم

باز هم مــیــگم بــدونی من هم خــدایی دارم

برگــشتـی اما انگار تو باخــتـــــی تــوی بــازی

غرورت رو هم شکستن،به چی داری مینازی؟

گیــــرم بـــاز هـم بیای و از عاشـــقی بخـــونی

گیرم تــا دنیـــا دنـــیاست بخوای پیشـم بمونی

به قلم سعید در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 22:33
( | | لينک ثابت | موضوع: )
یک هتل استثنایی

با ارسال لينک به لينک باکس ما ديگر نگران آمار بازديد خود نباشيد
منوي کاربري

گریستم چون کفش نداشتم
تا اینکه کسی را دیدم که
پا نداشت....

 
بر و بچز
یک هتل استثنایی
سینا
شادی ( پرتره )
سمپاش
ملیکا
یه وبلاگ جلب
تارا
مریم پاییز
رومینا و نیلوفر
اسکوتر(من و تارا)
یه هتل علامه ی دیگه!
زهرا
سارا 1(همشهریه)
سارا 2
 
لينکهاي روزانه
زيباترين قالبهاي وبلاگ
آرشيو پيوندهاي روزانه
 
امکانات
 
آمار وب
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها:
 
طراح و ويرايش قالب سعید
تمامي حقوق محفوظ مي باشد. ذكر مطالب با درج منبع بلامانع است.